عرضه نیروی کار کارآفرینانه شامل تصمیمات مختلفی در مورد محیط کسب و کار، هزینه های کسب و کار و استخدام کارکنان است و تأثیر سیاست مالیاتی بر ورود کارآفرینان و عرضه نیروی کار اغلب توسط عوامل بسیاری پیچیده می شود. تحریف های ناشی از مالیات بر درآمد ممکن است برای کارآفرینان بزرگتر باشد و میزان پاسخگویی درآمد مشمول مالیات کارآفرینی به تغییرات در نرخ های مالیاتی ممکن است بیشتر از دستمزد و حقوق باشد. با توجه به اینکه کارآفرینی یکی از عوامل مهم محرک رشد اقتصادی است، تأثیر سیاست مالیات بر درآمد بر ورود کارآفرینان و میزان انحرافات ناشی از مالیات بر درآمد برای کارآفرینان مورد توجه است. سه مقاله در این پایان نامه به بررسی تأثیر سیاست مالیات بر درآمد بر ورود کارآفرینی، عرضه نیروی کار کارآفرینانه و درآمد مشمول مالیات می پردازد.
اولین مقاله من یک مدل ثابت برای ورود کارآفرینانه با محدودیت ورود صریح و همچنین محدودیت نقدینگی ایجاد می کند. با گسترش ایوانز و جووانوویچ (1989) به مدلی با مالیات های مختلف و محدودیت های ورود صریح، متوجه می شوم که تأثیرات ثروت فردی و مالیات بر ورود کارآفرینی در گروه های مختلف کارآفرینان بالقوه متفاوت است. چندین پیامد وجود دارد: حتی زمانی که کارآفرینان بالقوه با محدودیت نقدینگی مواجه نیستند، ثروت فردی بر ورود کارآفرینی تأثیر می گذارد، مشروط بر اینکه احتمال موفقیت کم باشد. مالیات بر درآمد پیوندهای مثبتی را برای ورود کارآفرینی فراهم می کند، به ویژه برای افرادی که کمتر به عنوان کارآفرین انتخاب می شوند، پشتیبانی نظری برای فرضیه اجتناب مالیاتی، بیمه در برابر ریسک تجاری برای کارآفرینان بالقوه کمتر با استعداد که ممکن است با محدودیت ورود الزام آور مواجه شوند، ارائه می دهد. با این حال، نرخ های مالیات بر درآمد بالاتر ممکن است بر فعالیت های کارآفرینی واقعاً مولد که ممکن است رشد اقتصادی را تقویت کند، تأثیر نگذارد، در این صورت، نرخ مالیات بر درآمد بالاتر در واقع باعث افزایش زیان های سنگین مالیات بر درآمد می شود.
مقاله دوم من بررسی می کند که چگونه پیشرفت مالیات بر درآمد بر ورود کارآفرینی و مدت زمان مشاغل دستمزدی تأثیر می گذارد. با توجه به سوابق درآمد خوداشتغالی اداری W-2 که با بررسی سلامت و بازنشستگی مطابقت دارد، متوجه شدم که مالیات تصاعدی خطر ورود کارآفرینان را کاهش می دهد. بزرگی تخمین ها با معیارهای انتقال مختلف، اندازه گیری های تحدب، مجاز برای طلسم های متعدد و استفاده از متغیر ابزاری متفاوت است. به طور کلی، برآوردها نشان می دهد که یک درصد تغییر در تحدب سیستم مالیاتی، خطر را تقریباً 11 درصد کاهش می دهد. این مقاله همچنین نشان می دهد که خطر ورود کارآفرینان در طول زمان نسبتاً ثابت است و خطر بین کارگران جوان تر و مسن تر تفاوت چندانی ندارد.
مقاله سوم من کاهش وزن مالیات بر درآمد بر خوداشتغالی و کشش درآمد مشمول مالیات خوداشتغالی را برای دوره 1980 تا 1991 مورد مطالعه قرار می دهد. کشش برآورد شده برای درآمد خوداشتغالی بزرگ است و از 1.809 تا 3.263 متغیر است. کاهش وزن مرده محاسبه شده مالیات بر درآمد 14 تا 29 درصد از درآمد مالیات بر درآمد خوداشتغالی جمع آوری شده است، که بزرگتر از برآوردهای اندازه گیری شده با مصرف، درآمد سرمایه، درآمد سرمایه شرکت و ساعات کار است. به طور کلی، یافته های این مقاله نشان می دهد که تغییرات در نرخ های مالیاتی حاشیه ای باعث واکنش های رفتاری دیگری به غیر از تغییرات در عرضه نیروی کار اندازه گیری شده با ساعت می شود.
برچسب: مشاوره مالیاتی رایگان,
نویسنده: masi